مؤلف مجهول

مقدمه 37

هفت كشور يا صور الأقاليم

102 / 6 - تا راحت مردمان باشد كه رنجورند 102 / 15 - ياغى شدند 102 / 16 - بار سيوم 102 / 17 - مطاوعت 103 / 5 - همچنان 103 / 7 - صد وهفتاد 103 / 12 - نام شهر وولايت قديم است 103 / 18 - زر مىشود 105 / 3 - از آن زمين 105 / 10 - نزول مىكنند 105 / 12 - آن را زاغ مىخوانند 106 / 16 - فيلقوس 107 / 3 - فلان پرچم سياه دارد 108 / 3 - بغايت 111 / 12 - مردم مىميرند 111 / 21 - رو در پى سواران 113 / 7 - آورده 116 / 6 - در آن چاه مىكنند 116 / 12 - صد وسى فرسنگ طول وعرض آن جزيره است 117 / 13 - عيش وعشرت 117 / 14 - زراعت سعى نمايند 117 / 15 - چهار سأله 117 / 17 - مجرّد باشند 118 / 7 - جهانگيرى بكشند 118 / 8 - دشمن شويم 118 / 8 - اين زنان بسيار جميل وشكيل‌اند تا راحت مردم باشد وبخورند عاصى شدند كرّت سيوم مطاوعت ومتابعت همچون صد وهشتاد نام شهرها وولايتهاى قديم است رنگ زر مىگيرد از آن حوالي منزل مىكنند آن را أزاغ مىخوانند فيلاقوس فلان كس چندين پرچم سياه دارد نيك بميرد وآنكه مرده را ببيند هم بميرد پىدرپى سواران مىگويد در آن چاه فرو مىكنند وصد وسى فرسنگ وصد وپنجاه يا صد وشصت فرسنگ طول وعرض آن جزيره است جمعيت وعشرت زراعت بقاعده سعى نمايند چهارده سأله مجرّد مىزيند جهانگيرى مثل تو ضايع كنند دشمن مىداريم اين زنان صورتهاى خوب ومطبوع دارند .